حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

526

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

خلافت گرفت . از آن پس عبد الرحمن با رقيب تازه‌اى در شمال روبرو شد زيرا پس از اردون پادشاه ليون ، رامبروى دوم بجايش نشست كه مردى سخت‌سر و مدبر بود و با مسيحيان شمال اتحاد كرد و با محمد بن هاشم تجيبى كه ولايت سرقسطه داشت و از اطاعت خليفه اموى بدر رفته بود پيمان صلح بست ، عبد الرحمن با سرعت به سرقسطه تاخت و آنجا را مطيع كرد و آهنگ ناوار كرد و در چند جنگ مسيحيان را شكست داد اما در جنگى كه به جنگ خندق معروف است از رامبرو شكست خورد و سپاه وى كه پنجاه هزار و بقولى صد هزار بود تارومار و مقتول شد و عبد الرحمن با پنجاه كس از آنميانه جان بدر برد و مسلمانان هرگز اين شكست بزرگ را از ياد نبردند و آن سال را سال خندق خواندند . در همه دوران عبد الرحمن اندلس از هر سو در خطر دشمنان بزرگ بود فرنگان شمال ميخواستند به حساب اندلس قلمرو خود را توسعه دهند ، ولايتهاى مسيحىنشين در كوهستانهاى شمال امنيت كشور را تهديد ميكرد ، از سوى ديگر از افريقيه فاطميان و از بغداد عباسيان پيوسته بر ضد اندلس تحريك ميكردند با همه اين مشكلات عبد الرحمن با اراده‌اى راسخ دولت خويش را از لحاظ معنوى و مادى بزرگ كرد و نيروى دريائىاى فراهم آورد كه دويست كشتى داشت و به حق عنوان خلافت يافت . در آن هنگام در قلمرو اسلام سه خلافت بود : عباسيان ببغداد و فاطميان به افريقيه و امويان باندلس . بدوران عبد الرحمن خلافت عباسيان بضعف افتاده بود و تركان در مقدرات دولت دخالت داشتند و چون بسال 317 خبر يافت كه مونس خادم مقتدر خليفه را كشته عنوان امير المؤمنين را نيز بر القاب خود بيفزود . مورخان عرب و فرنگ در ستايش عبد الرحمن و قدرت او سخن بسيار دارند . مقرى گويد : " دولت او بزرگ بود و بدوران وى اسلام عزت يافت . آورده‌اند كه به خط وى شمار روزهائى را كه بخوشدلى گذرانيده بود نوشته يافتند و مجموع آن از چهارده بيشتر